![]() |
![]() |
|
| متولد 1350 - آبادان - عاشق سرزمین پارس و پارسیان- پندارنیک . گفتارنیک . کردارنیک |
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
اگه كسي مي تونه بهم كمك كنه نظر بده . آندره اهل اوكراينه!!! نمي دونم چطوري مي شه ازش خبر گرفت. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
۱۲ عکس از صور فلکی خیلی زیبا . دوست دارید بقیه شو هم بگذارم ؟؟؟ نظر بدید!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
كوروش منم شهريار روشنايي
براي من كه برادر بينوايان و غمخوار خستگانم زنان به جاليز و دليران به دير و سواران به صحرا يكي ست همه خان و مان من اند. من كوروشم و تنها نجات جهان به آرامشم باز خواهد اورد من پسر پادشاه انشان و مشعل دار مردمانم دليري و دانايي ثروت بي زوال ملت من است و من با همدلي مردمانم بود كه كاريزها و رودها روان كرده ام سدهاساخته و شهر ها بنا كرده ام و من براي شما بوي خوش و خواب آرام و زندگي زيبا براي شما مردمان بزرگ آرزو ميكنم. من كوروشم پسر ماندانا و كمبوجيه كه با شما سخن ميگويم شادماني از آن شماست به عاقبت كار و او كه شادماني مردم را نمي خواهد از ما نيست او برده بي مزد اهريمن است زنان ميهن من بزرگ و برازنده اند خان و مان ملت من،شادمان و سترگ است پدران ما دانا و فرزندان ما دليرند بدين دليل هرگز شكست نخواهيم خورد بدين دليل هرگز فريفته نخواهيم شد من كوروشم شاه شاهان شما و من اين كتيبه را به نوترين خط خداوند نوشته ام نوشته ام تا قانون بر قبيله آدمي فرمان براند |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:15 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
هم چو شمعم به شبستان حرم یاد کنید یا چو مرغم به گلستان ارم یـــاد کنید روز شـــــادی همه کس یاد کند از یــــاران یاری آنست که ما را شب غم یاد کنید گر چنانست که از دلشدگان می پرسيــد گاه گاهی ز من دلشده هــــم یاد کنید چشم دارم که من خسته ی دلسوخته را به نم چشـــم گهــــر بار قلم یـاد کنید هیچ نقصان نرسد در شرف و قدر شـــــما در چنین محنت و خواری اگرم یاد کنید چون من از پای فتـــادم نبود هیـــچ غریب گر من بی سر و پا را به قدم یـــاد کنید بلبل خسته ی بی بـــــرگ و نوا را آخـــــر به نسیم گلی از بــــــاغ کرم یـاد کنید سوخت در بادیه از حسرت آبی خــــواجو زان جگر سوخته در بیت حرم یاد کنید |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط افشین-ش |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هرگز زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان به کوتاهی قامتم گردد. "داریوش بزرگ" . درود بر همه ی دوستانم که قدم بر چشم من می گذارید.از همه ی عزیزان دلم درخواست دارم قبول زحمت فرموده ، نظر زیبای خودتونو برام بگذارید . با عضوشدن در خبرنامه از به روز شدن تارنگار باخبر خواهید شد با سپاس پاینـده پارس و پارسی.
www.af.sh50@gmail.com www.afshin_50@yahoo.com |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 مهر 1387 دی 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez